بارانی است حال من و بی قراری ام
این اشک شاهد است که ابری بهاری امهم شاد از عروج تماشایی توامهم ناگزیرِ زمزمه ی سوگواری امحیرانم از حکایت گودال قتلگاهاز لحظه ی شهادت تو اشکِ جاری امسرهای روی نیزه، سرِ تو، سرِ حسین...عمری ست محو غصه این سر شماری اماحساس می کنم که تو با آن نگاه پاکحرفی نگفته می زنی و کار داری امتو پر زدی و زنده شدی من که مانده امشرمنده ام که زنده در این شرمساری امیا ایها العزیز عزیزان یکی یکیرفتند و من اسیر شب داغداری امتا کی در اشتیاق تماشای روی خودچشم انتظار آمدنت می گذاری ام ...سیدحسن مبارز
برچسبها: شهیدمحسن, حججی, شعر, سیدحسن, مبارز
برچسب: تقدیم,شهیدمحسن,حججی,نگاههای,آخرش,
نویسنده: مهراد توکلی
تاريخ: دوشنبه
30 مرداد
1396 ساعت: 17:11